محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

303

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

الحموضة ، از اينجا است كه سركه با پلاو اكثر معتدل مزاجان و پاك طبعان مىخورند و ضررى نمىبينند و مع ذلك احتراز اولى است . و هر چه از سركه سازند جمع او با برنج نشايد . و كذا عنب ، يعنى انگور بالاى رؤس ، يعنى كله ، بهر آن كه درد معده و ديگر آفات مىآرد . و كذا رمان ، يعنى انار بالاى هريسه . اما اگر اول پست خورده شود و عقب آن ارز ، يا اول انار خورند و بعد آن هريسه ، يا اول انگور خورند و پس از آن كلّه باك نيست ، كما نص عليه محمد سديد فى شرح الموجز . و كذا كبوتر بچه با پياز و سير و خردل يك جا نشايد خورد . و گوشت نمك‌سود به سركه نبايد پخت و نه به سير و عسل و خرپزه يك نوبت نبايد خورد . و شير و پياز يك جا نبايد خورد و فندق و بادام يك جا به دستور . و آب كامها و پنير تر و شير با هيچ نبايد خورد . و جمع شير و شراب نقرس مىآرد . و بسيار خوردن پياز كلف و دُوار . انتباه تركيب چيزى به چيزى از دو بيرون نيست : يكى آن كه هر دو مماثل بوند ، چون تأليف اغذيه غليظه به غليظه و لزجه به لزجه و لطيفه به لطيفه و جز آن . دوم آن كه هر دو مختلف باشند ، خواه اختلاف من حيث التضاد بود ، چون تأليف اغذيهء لطيفه به غليظه ، خواه من غير التضاد بود ، چون تأليف اغذيه غليظه به لزجه ، لأن بينهما مخالفة غير مضادة . بالجمله از تحرير سابق معلوم شده كه تأليف مختلفات و متضادات منهى عنه است لاختلاف هضمها كما مر و فساد وى كثير است ، لهذا بعض قدماى متطبّبين از غايت احتياط جمع در نان و گوشت هم نمىكردند تا به ديگر اشيا چه رسد ، يك وقت نان مىخوردند و وقت ديگر گوشت . اما تأليف مماثلات ، بايد ديد كه از دو لطيف است يا از دو غليظ ، اگر از دو لطيف است مضائقه ندارد اصلا ، چنانچه گوشت طيور خفيفه يك جا خورده شود و مانند آن . اما اگر از دو غليظ يا از دو لزج باشد نشايد ، بهر آن كه غذاى غليظ و لزج فى حد ذاته در صاف طبعان خلل مىآرد ، فكيف كه دو غليظ يا دو لزج با هم جمع آيند ، چه اجتماع اينها بدتر از تكثير يك غليظ است ، بهر آن كه غليظ واحد مثلا اگر به قدر معين خورده شود لا محاله هاضمه در زمانى معتدٌبه تصرف در آن خواهد كرد و چون آن غليظ واحد فى الهضم است حيرت افزاى طبيعت نخواهد گشت ، به خلاف آن كه دو غليظ هم مقدار يك غليظ بخورند كه بنا بر اختلاف هضوم اين دو چيز به تحيّر در طبيعت خواهد افتاد و در هضم وى نسبت با آن كه يك غليظ بخورند تغير و توقف البته روى خواهد داد ، مگر آن كه از تجويد اختلاط هر دو ، حكم طعام واحد پيدا كنند ، كه در اين صورت مىتواند كه ضرر اين دو چيز مختلط غليظ ، زياده از ضرر يك غليظ نباشد . و ايضا از جمله ممتنع الاجتماع‌اند بعضى متماثلين فى الحرارة چون حَمام ، يعنى كبوتر مع ثوم ، يعنى سير . و بعضى متماثلين فى البرودة ، چون خيار مع مضيره ، يعنى دوغبا . و بعضى متماثلين فى اللزوجة چون جبن‌ترى ، يعنى پنير تازه مع سمك ، يعنى ماهى . و بعضى متماثلين فى سرعة الفساد چون لبن مع بطيخ ، يعنى شير با خرپزه . بالجمله هر چه در حالت صرافت فاسد الجوهر است اجتماع وى با مثلش لا محاله مزيد فساد است .